در مقاله اول خواندیم که چطور میتوان عادات جدید و مثبت را بوجود آورد. در این مقاله با شتابدهنده هایی آشنا میشویم که زمان ایجاد عادات و رسیدن به اهداف را تسهیل میکنند و پر قدرت تر در این مسیر حرکت میکنیم.

1.یک همراه که با ما در مسیر موفقیت گام بردارد

آیا برای شما پیش آمده که برنامه بیرون رفتن مثلا یک پیاده روی و کوهنوردی سبک داشته باشید ، با دوست خود برای روز و ساعت آن هماهنگ کرده اید. روز موعود خود را خسته یا درگیر کاری میابید ولی به خاطر قول و قراری که گذاشته اید ، خود را به محل قرار رسانده اید و فعالیت مورد نظر را انجام داده اید. این بهترین دلیل وجود یک همراه یا پارتنر یا هر نامی که موجب نشاط و توجه شما به این قضیه میشود، میباشد. دو نفر که در یک مسیر مشخص و با هدفی یکسان گام بر میدارند ، احتمال موفقیتشان چندین برابر بیشتر از نفری است که به تنهایی در مسیر موفقیت گام بر میدارد و در این مسیر قدرتمند تر ظاهر میشوند . این نکته را به خصوص میتوان در تمرینات ورزشکاران حرفه ای یافت که تمریناتشان همراه با مربی آنهاست که خود یک همراه بسیار قوی و یک کنترل کننده عالی در مسیر قهرمانی برای آنها هستند .

برای خود یک همراه در مسیری که هدف خود را قرار داده اید پیدا کنید و با او مستمر در تماس باشید و از هم قول بگیرید که مرتب طبق برنامه ریزی که برای حرکت در مسیر خود دارید ، یکدیگر را چک کنید ، با هم صحبت کنید و از موفقیتها ، شکستها و افسوس هایتان بگویید ، اصلاحیه به کارهای یکدیگر وارد کنید و از یکدیگر باز خورد بگیرید . از هم بخواهید به شدت مسئولیت پذیر باشید و کم کم به نیروی عظیم همراه و همراهی پی خواهید برد . متوجه میشوید که چگونه مسیری را که با یک همراه در مدت کوتاهی با هدف یکسان و مسئولیت پذیری طی کرده اید چقدر متفاوت تر ، موثرتر و سریعتر طی کرده اید.

تنها نکته ای که باید در نظر داشته باشید ، اینست که همراه خود را برای یک کار و فعالیت خاص در نظر بگیرید و هر دو مقید باشید در چارچوب همان فعالیت مسئولیت پذیر و ناظر بر اعمال باشید. اگر قرار است این فعالیت بیدار شدن صبح زود باشد ، تنها در مورد همین هدف، هر دو در ساعت 5:30 دقیقه به هم زنگ بزنید و کوتاه صحبت کنید و به دیگری انگیزه بدهید . سپس هر 45 دقیقه یک پیام متفاوت برای گرفتن جواب و اینکه همراهتان بیدار است و توجه به همراه مانع رسیدن خودتان به سایر اهدافتان نشود.

2.کارهایتان را به بقیه بگویید: به دیگران نشان دهید ، مسئولیت پذیرید.

شما تصمیم به یک تغییر گرفته اید ، بسیار عالیست. حال اگر آنرا به خانواده خود بگویید یا به دوستانتان بگویید ، سرعتتان در ایجاد آن عادت چند برابر میشود . شاید با خود  بگویید که اگر موفق به انجام آن فعالیت نشوم و تنبلی کنم ، خیلی بد میشود . ولی اولا چیز خاصی از دست نداده اید و دوم همین طرز فکر یک نیروی پیشبرنده در شما میشود که تا آنجا که میتوانید تمام تلاش خود را انجام دهید تا در مسیر هدفتان گام بردارید و سوم اینکه با اعلام شما به دیگران ، آنها از هدفتان آگاه میشوند و سعی میکنند تا مزاحم شما نشوند و بیشتر آنها تلاش میکنند تا در این مسیر یاریتان کنند و اندک افراد سنگ انداز را هم میشناسید و با درایت از ایشان گذر میکنید و نا دیده شان میگیرید . آیا عالی نیست ؟ یک عمل و سه نتیجه خوب . پس لطفا کارهایتان را به دیگران بگویید تا به سرعت به سمت هدفتان که همان عادت مثبت و سازنده است پیش بروید.

3.برای موفقیت آمادگیتان را حفظ کنید

شرط موفقیت در هدفگذاریتان و ایجاد عادت جدیدتان اینست که حواس جمع باشید . منظور از حواس جمعی چیست؟ اینکه شما برای کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته اید ، ملزومات صحیح را در نظر بگیرید . بگذارید مثالی بزنم تا روشنتر متوجه منظورم بشوید . شما قصد دارید به باشگاه ورزشی بروید ، آیا باشگاهی که با منزل یا محل کارتان 2 ساعت فاصله دارد ، محل مناسبی است؟ یا باشگاهی که در ساعتی که حضور دارید، بقدری شلوغ است که شما نمیتوانید از امکانات آن استفاده کنید و صرفا وقتتان را تلف کرده اید.پسبدنبال باشگاهی نزدیکتر و خلوت تر باشید. شما رژیم غذایی گرفته اید.حال بین دو وعده غذایی که رژیمی هستند و میل میکنید ، گرسنه میشوید. چه میکنید ؟ استفاده از خوردنیهای رایج که معمولا چرب یا مملو از مواد قندی هستند، گزینه خوبی نیست.بنابراین از قبل باید به این موقعیت دقت کرده باشیم و مثلا همراه خود میوه یا خشکبار ببریم یا لقمه ای که از منزل میبریم تا مطابق همان رژیم غذایی ما باشد .

بگذارید مثالی درمورد موقعیت خشم و جلوگیری از آن بزنم که ، اگر برنامه شما این باشد که این عادت را با عادت خوب نشاط و لبخند جایگزین کنید چطور باید ملزومات آن را پیدا کنید.موقعیت لبخند را برای خودتان تعریف کنید: تحت هر شرایطی که ویژه و خاص نباشد باید لبخند داشته باشم. پس اگر در حالیکه با نشاط هستم . ناگهان یک غریبه با من درگیر شد چه ؟ آیا این موقعیت استثنایی است ؟ هرگز . یک موقعیت عادی است و از قبل باید بدانیم که احتمال بوجود آممدن چنین موقعیتی بسیار زیاد است. پس در هنگام وقوع آن ، سعی میکنیم از آنجا دور شویم، صحبت نکنیم ، حتی معذرت خواهی کنیم و خود را مشغول کار دیگری کنیم . در تمام این مراحل خود میدانیم که این اعمال را انجام میدهیم تا به هدف خود که نشاط را به عادت تبدیل کردن است برسیم. بعد از آن سریع به عکس عزیزانمان نگاه میکنیم یا از گوشیمان چند لطیفه که دوستانمان فرستاده اند میخوانیم تا لبخند بزنیم یا به یک دوست زنگ میزنیم تا حال و هوایمان عوض شود و به محض تغییر حالتمان به لبخند ، به برنامه های روزمان ادامه میدهیم.میدانم ، البته که سخت است و فقط شما میتوانید اینگونه به زیبایی و با تمرین هر روزه آن را به عادت تبدیل کنید.پس ملزومات را فراموش نکنید و آمادگیتان را در سطح بالایی حفظ کنید.

4.باید اضافه کنید ، کم نکنید.

اگر با کسی که در حال تغییر خود بوده و موفق نشده صحبت کنید ، در مورد یک چیز قطعا صحبت به میان می آورد. اینکه مجبور بوده چیزهایی را از زندگی خود کم یا حذف کند و دلخواهش نبوده و همین افکار که چیزی را از دست داده باعث برگشت او به پله اول شده است.بگذارید مثال بزنم: برای کسی که صبحها دوست دارد زود ساعت 5:30 بیدار شود ، ولی موفق نمیشود چون تمام ذهنش درگیر اینست که خواب را از دست داده یا در طول روز توانایی کار او کم میشود . این فکر از دست دادن باعث میشود که او در روز بعد زود بلند نشود یا بلند شود و دوباره به رختخواب خود برگردد.اما چه میتوان کرد؟  به چیزهایی که به زندگی خود اضافه میکنیم ، فکر کنیم. تمرکزمان روی دستاوردهایمان باشد و با این فکر جلو برویم. مثلا در مثال صبح زود بلند شدن ، ببینیم هدفمان چیست و چطور میتوانیم ، از دست دادن خواب را با یک دستاورد خوب جایگزین کنیم؟ کاری که مدتهاست قصد انجام آن را داریم ولی بدلیل کمبود وقت ، نتوانسته ایم انجامش دهیم. خواندن کتابی که قصد داشتیم ، ورزش صبحگاهی ، مرتب کردن انبار ، برنامه ریزی روزانه و ….حتی لیست این کارها هم نشاط می آورد و خواب را از سرمیپراند. برنامه میریزیم تا انجام دهیم و خود متوجه میشویم که اضافه کردنهایی که به زندگیمان داشته ایم ، موتور پر قدرتی شده اند برای انجام هر چه بیشتر فعالیت و ایجاد آن عادت مورد نظر.

5.رقابت

یک رقابت سالم ، به اندازه ای پر قدرت است که هیچ چیز به جرات نمیتواند جای آن را بگیرد . این حس اجتماعی شگفت انگیز بسیاری از ناممکن ها را برایمان ممکن میسازد و باعث ایجاد نشاط و سرزندگی برایمان میشود . شما هر روز دیر به محل کار میرسید . هر چه تلاش میکنید تا این مشکل را بر طرف کنید باز هم همچنان با دلایل بسیار زیادی که می آورید ، دیر به محل کار خود میرسید . اما این بار فکرتان را رقابتی کنید . ببنید چه کسی هست که هر روز 10 دقیقه قبل از استاندارد ورود به محل کار میرسد و برای خودتان رقیب بتراشید تا از این به بعد زودتر از او به محل کار برسید و آن را یک دغدغه مثبت فکری برای خود کنید. می بینید از فردا یک دفعه زودتر از خواب بلند میشوید و به او فکر میکنید که در حال رفتن به سر کار و بردن این مسابقه است. زودتر حاضر میشوید و ضرباهنگ تند تری در همان کارهای هر روزتان قبل از خروج پیدا میکنید و زودتر از منزل خارج میشوید و عوامل پرت کننده حواس که هر روز باعث دیر رسیدنتان بود ، را نادیده میگیرید تا مسابقه را ببرید. جالب اینجاست که وقتی وارد شدید منتظر می ایستید تا کسی را که حتی روحش خبر ندارد با او در حال رقابت هستید ، وارد شود و خود را ببینید که پیروز شده اید .

عزیزان ، اینها مثالهایی ساده ولی همگانی است که اکثرا نسبت به آن خود را درگیر میبینند و دنبال ایجاد عادات مثبتی هستند که گفته شد و جالب اینجاست با همین روشهای ساده و راحت میتوان تغییراتی شگرف بوجود آورد . حال خود برای هدفتان یک رقیب بیابید و بسازید و رقابت سازنده ای را با او شروع کنید.

6.جشن بگیرید

من نام استهلاک را بر روی آن میگذارم . چه چیزی ؟ فعالیت مداوم و بدون استراحت که باعث خستگی بدنی و احساسی و فکری میشود. همانطور که رقابت باعث ایجاد یک انگیزه قوی میشد ، در نظر گرفتن یک جایزه و جشن به شدت انگیزه ما را تقویت میکند تا در مسیر هدفمان پر قدرت ادامه دهیم . لازم نیست این جایزه بزرگ باشد ، همین که برای شخص ما خاص باشد کافیست . من در زمستان که به کوه میروم و سرمای بسیار زیادی دارد ، در مسیر رسیدن به قله برای خودم 2 جایزه خاص در نظر میگیرم و فکر به آن جوایز حالم را خوب و رفتنم را راحتتر میکند. خوردن یک سوپ گرم در جان پناه و برگشتن از قله و یک دوش طولانی آب گرم. خیلی معمولیست ؟ شاید، ولی برای من خاص است .

به خودتان جایزه ای بدهید که فکرش وسوسه تان کند تا ادامه بدهید. مثلا اگر 90 دقیقه مطالعه مستمر کنم ، 10 دقیقه موسیقی گوش کنم ، یا 15 دقیقه پیاده روی کنم. اگر پروژه ام را در فلان تاریخ انجام دهم و تحویل دهم ، یک مسافرت 3 روزه بروم. حتی اگر میتوانید کاری را که رضایت بخش است انجام دهید ، بهتر است به صورت جایزه ای آن را انجام دهید . نکته ظریفی که هست ، اینکه برای کارهایمان ، جوایز هم اندازه که در ذهنمان معادل است بسازیم و در نظر بگیریم. برای یکساعت مطالعه مستمر روزانه نمیتوان سفر 3 روزه در نظر گرفت و جایزه کار تحقیقاتی 3 ماهه هم نمیتواند  یک دوش آبگرم طولانی باشد.

(99 درصد انسانهای شکست خورده و انسانهای موفق در یک نکته مشترک هستند ، آنها از انجام دادن کارهای مشابه نفرت دارند. تفاوت در اینست که انسانهای موفق ، آن کار را به هر حال انجام میدهند . تغییر سخت است ولی ممکن.)

شما هم اگر مشتاق تغییر عادات و ایجاد عادات خوب هستید ، از همین الان شروع کنید ، هدف گذاری کنید و وارد عمل شوید و خود را در زمره افراد موفق قرار دهید تا بعدها خود نتایج موفقیت خود را برای دیگران بازگو کنید.

مثل همیشه امیدوارم ، متفاوت ، پر انگیزه و موثر باشید.

 

همه ما بدنبال پیشرفت در زندگی فردی ، اجتماعی ، شغلی هستیم. در افکار خود که غوطه ور میشویم ، به کارهایی فکر میکنیم که باید انجام دهیم تا به اهداف خود برسیم و برنامه ریزی میکنیم و در نهایت شروع به اجرای آن میکنیم. مسلما اگر بسیار خوب برنامه ریزی کرده باشیم و وقت انجام پیدا کنیم ، 2،3 روز اول را با سرعت خوب جلو میرویم و بعد از آن مقداری سرعتمان کم میشود و بعد از گذشت چند روز یکی در میان انجام میدهیم و در نهایت میبینیم در همان پله اول هستیم.

دلیل ترک فعالیتهایمان چیست؟

جان سی مکسول ، از مدرسان بزرگ آموزش رهبری، به نکته مهمی اشاره میکند:

( شما نمیتوانید زندگی خود را تغییر دهید، مگر اینکه چیزهایی را تغییر دهید که هر روز انجامشان میدهید.راز موفقیت شما در رویه های روزمره تان نهفته است.)

نکته بارز اینست که باید کارهایی را تغییر داد که تقریبا هر روز انجام میدهیم و اگر درست دقت کنیم این کارها که هر روز و تقریبا بدون فکر انجام میشوند، کارهای غیر ارادی یا همان عادات ما هستند. اگر عادات خود را عوض کنیم، زندگیمان عوض میشود .چقدر عالی ، پس عادات خود را عوض میکنیم ، مسلما همینگونه باید عمل کنیم .

 

اما در تغییر عادات و بوجود آوردن عادات خوب جدید باید به استراتژی ایجاد عادت و مراحل آن آگاه باشیم تا اشتباه نکنیم و خسته نشویم که موجب رها کردن فعالیت جدید و برگشتن به حالت اولیه مان میشود .

در کتابهای مختلف از 21 روز تا یکسال تکرار برای بوجود آوردن عادات جدید صحبت شده و البته تک تک آنها درست است . اگر به این نکته واقف باشیم که ممکن است یک عادت را در یک لحظه برای همیشه کنار بگذاریم یا در خود بوجود بیاوریم و یک عادت را سالیان سال بخواهیم که تغییر دهیم ولی باز همچنان این عادت پابرجا باشد، متوجه این نکته میشویم که چرا برای تغییر عادت ، اعداد متنوعی عنوان شده است.

بگذارید یک مثال بزنم، اگر شما ماشینتان در حالیکه در جاده با سرعت در حال رانندگی هستید ، خراب شود و کنار جاده نگه دارید ، وقتی کاپوت را بالا میزنید تا به موتور نگاهی بیندازید ، دستتان که به موتور داغ میخورد و میسوزید ، مطمئنا برای همیشه این کار از تبدیل به یک عادت شدن برای شما ، منتفی میشود و این تغییر لحظه ای و عمری است . یا زمانیکه شما به یک فرد بسیار مورد علاقه خود در حالیکه با دیگران در حال صحبت است ، نگاه میکنید و دندانهای سفید او را میبینید ، این تاثیر پذیری شما و علاقه زیادتان به این موضوع مانند عکسی میشود که هر لحظه پیش روی شماست و در نتیجه هر لحظه که چیزی میخورید و هنگام خواب و هنگام خروج از منزل ، عکس آن فرد را با دندانهای سفید جلوی چشم خود دارید و سریع مسواک را بر میدارید و مسواک میزنید و سپس به کارهای دیگر میپردازید . این تغییرات لحظه ای ولی عمیق هستند اما در مثال دوم پایداری انجام آن ، باعث حفظ این تغییر میشود همان تکرار یک کار برای 21 روز تا یکسال تا تبدیل آن به یک عادت است در حالیکه در مثال اول درد و سوختن آن برای یک عمر کافی است.

اما من به شما توصیه میکنم اگر میخواهید یک عادت خوب را در خود نهادینه کنید و حفظ نمایید ، روزی حداقل یکبار  آن را انجام دهید و به آن توجه کنید، شک نکنید که این فعالیت با موفقیت در شما تبدیل به یک عادت میشود.

شما اولین قدم را برداشته اید ، اما قدم دوم ،پایداری است . سخت ترین زمان برای ایجاد یک عادت بین 10 تا 20 روز اول است . زمانیکه بدن و مغز کاملا با تغییرات مخالفت میکنند و جلوی آن می ایستند . دلیل آن هم انرژی زیادی است که بدن و خصوصا مغز باید صرف کند تا تغییر کند و همین دلیل باعث میشود تا برای حفظ انرژی خود جلوی تغییر را بگیرد و اگر به این مساله آکاه باشیم ، با وجود خستگی ناشی از آن فعالیت و احساس بد انجام ، ادامه میدهیم چرا که بعد از 20 روز احساس میکنیم از آن فعالیت خوشمان می آید و در حقیقت مخالفت مغزی برداشته شده و حتی خود را مشتاق انجام میبینیم و کم کم بدون فکر هم فعالیت را انجام میدهیم و به صورت عادت در می آید. ولی باید دقت کنیم که یک برنامه نوشتاری برای فعالیت مورد نظر داشته باشیم و آن فعالیت را هر روز چک کنیم تا انجام آن را فراموش نکنیم و کم کم در انجام فعالیتمان کوتاهی نکنیم.

ایجاد یک عادت درست مانند کاشتن یک گیاه است.شما باید کاملا حواستان باشد که زمین مناسب باشد ، آبیاری کنید و کود بدهید . این یک کار منظم و همیشگی است. نمیتوان فقط یکبار در سال به گیاه آب داد یا به آن کود نداد و انتظار داشت تا این گیاه به ثمر بنشیند . از طرف دیگر رشد گیاه هم مانند تغییرات، آهسته و غیر ملموس است و خود متوجه نمیشویم که تغییر کرده ایم همانطور که متوجه رشد گیاه نمیشویم چون هر روز آن را میبینیم . تنها وقتی متوجه تغییرات میشویم که یک غریبه آن را به ما گوشزد میکند یا نتیجه دلخواه خود را بدست می آوریم یا با روز اول مقایسه میکنیم که در چه وضعیتی بودیم و به کجا رسیده ایم.

برای انجام فعالیت مورد نظر خود سعی کنید زمان مشخصی در روز را در نظر بگیرید ، به عنوان مثال سعی کنید آن را در ساعت 8 شب انجام دهید ، و هر شب راس ساعت 8  شروع به انجام آن فعالیت کنید تا آن فعالیت مغز شما را در گیر کند و کم کم به صورت ناخود آگاه راس همان ساعت به سمت انجام ان میروید.

بسایر عالی ، تا این لحظه متوجه شدیم که برای ایجاد یک عادت باید یک دوره بین 21 روز تا یکسال در نظر بگیریم و هر روز آن را انجام دهیم ، و تلاشمان این باشد تا این فعالیت را در ساعت مشخص و با نظم خاصی انجام دهیم ، برای اینکه بتوانیم آن را چک کنیم از تقویم اجرایی نوشتاری استفاده کنیم تا با انجام آن و یک علامت تیک ، بتوانیم از لحاظ فکری خود را به انجام آن ملزم بدانیم.

لطفا مقاله بعدی را دنبال کنید تا بیان کنیم چطور میتوان در ایجاد عادات مثبت ، شتاب گرفت و سریعتر به اهداف رسید.

امیدوارم مثل همیشه ، متفاوت ، پر انگیزه و موثر باشید.