در حال سخنرانی بی نظیری هستید. با مطالب راهبردی و ارائه بی نظیر خود ، مخاطبان را کاملا با خود همراه کرده اید. تمامی سالن با شما هماهنگ شده اند و شما به پایان سخنرانی نزدیک می شوید. بهتر است پایان سخنرانی را بسیار شفاف به اطلاع مخاطبان برسانید. در این صورت کل مخاطبان ، تمام حواس خود را معطوف سخنان شما می کنند. آنها میخواهند تا در انتهای سخنرانی با شما همراه شوند تا تمام مطالب مهم را بشنوند و در انتها با دست پر از سالن خارج شوند. بنابراین شما با تغییر لحن خود آنها را متوجه پایان سخنرانی نمایید. به عنوان مثال بگویید: در پایان بهتر است ….. یا به عنوان نتیجه گیری انتهایی …. یا حالا وقت آن رسیده تا تصمیم بگیرید که ……

نتیجه گیری آخرین زمان اتصال بین شما و مخاطب شماست. مخاطب بدنبال الهام گرفتن از شماست و میخواهد در انتها با صحبت های شما چشم انداز خود را تغییر دهد یا دست به اقدام بزند.

بنابراین با بیان جملات کوتاه و صحبت های هیجان انگیز و قوی او را به سمت انگیزش ببرید. باید تمام بخش های نتیجه گیریتان ، همان پیام اصلی سخنرانیتان را در خود نهفته داشته باشد و کاری کنید که مخاطب حس کند از صحبتهای شما نفع برده است.

باید کاری کنید که در همان روز اقدامی هر چند ساده و کوچک از سمت مخاطب در جهت پیام سخنرانیتان انجام بپذیرد تا تغییر شروع شود. تغییر سخت است و اگر توسط شما شروع نشود ، مطمئنا بعد از سخنرانی و قطع ارتباط مخاطب با شما ، بسیاری از مخاطبان اقدام به انجام توصیه های شما نخواهند داشت.

حتی اگر لازم است با جملاتی آنها را بترسانید تا خود انگیزه ای شود برای اقدام مخاطبان شما، به عنوان مثال : (اگر همین امروز دست به کار نشوید و شروع نکنید ، شکست در انتظارتان است و حسرت پیروزی همیشه با شما خواهد بود .آیا شما چنین چیزی را میخواهید؟)

بنابراین بهترین کار اینست که خود را جای مخاطب بگذارید و از خود بپرسید چگونه می توانم مشکل را حل کنم؟ راهکاری به او بگویید که قابل اجرا و مشکل گشا باشد. تجربه های اول همیشه سخت است. برای همین بهتر است یک دوست درکنار شما باشد و با صحبتهای شما مخالفت کند تا دقیقا به نظر مخاطبان و نیازهای آنها پی ببرید و بتوانید ، آنچه واقعا نیاز دارند را شناسایی کرده و ارائه نمایید.

نکته بسیار مهم دیگر اینکه ، هرگز در نتیجه گیری به مطالب خود ، نکته جدیدی را اضافه نکنید. با بیان نکته جدید در انتهای سخنرانی ، ساختار ذهنی مخاطب را که متمرکز شده ، می شکنید و او را در گیر نکته جدید میکنید و در نتیجه ، مخاطب را از دست می دهید.

شما میتوانید به گونه های مختلف سخنرانی خود را به پایان ببرید.

یک روش یادآوری داستان شخصی، آمار اولیه ای که بیان کرده اید، سوال خاصی که در ابدای سخنرانی پرسیده اید، را دوباره مطرح کنید. در این صورت مخاطب به سرعت سخنرانی را یکبار مرور می کند و نتایج را برای خود تحلیل می کند.

روش دیگر بیان داستان الهام بخش است که بهتر است در مورد شخص دیگری باشد و باعث شود برای مخاطبان ، انگیزه بخش شود.

اینکه بخواهید آنها دست به اقدام بزنند یا شعاری را که قبلا در حین سخنرانی بارها مطرح کرده اید را بیان کنید، ابتدای شعار را بگویید و از مخاطبانتان بخواهید ، بقیه آن را با شما همراهی کنند.

نکته طلایی در پایان بردن سخنرانی ، استفاده از جملات است. جملاتی که در ذهن مخاطب هک شود و به یادگار بماند. توضیحات را کم کنید. با گفتن توضیحات ، باعث از دست رفتن جملات تاثیر گذارتان می شوید. در لحظات انتهایی که مخاطب متمرکز شده، فقط کلمه ای را بیان کنید که می خواهید مخاطب شما و پیامتان را با آن کلمه به یاد بیاورد. پس گزاف گویی نکنید.

در ارتباط با تشکر نقل قولهای بسیاری وجود دارد. هم تصدیق در تشکر و هم نهی از تشکر. کسانیکه با تشکر کردن از مخاطبان موافقند ، اعلام می کنند، تشکر نشان دهنده ادب سخنران است از حوصله و دقت مخاطب و حس همدلی قوی که بین او و مخاطب بوجود آمده را تحکیم می بخشد.

اما گروه دیگر اعلام می کنند که تشکر باعث از دست رفتن پیام اصلی شما می شود که با بهترین جملات و کلماتتان آنها را نتیجه گیری کرده اید و ذهن مخاطب را به موضوع دیگری مشغول می کند که چندان مورد پسند نیست و اعتماد به نفس شما را پایین می آورد.

در هر صورت با توجه به موافقت و مخالفت شما، در موضوع تشکر ، اگر جملات انتهایی شما کوبنده و پر انرژی و انگیزشی است بهتر است تشکر در حد یک جمله باشد تا بار انگیزشی و نقطه اوج کلام انتهایی شما ، کم تاثیر نباشد.

 

دقایق طولانی تر از همیشه می گذرند، احساس می کنیم که دیگر کاسه صبرمان لبریز شده و حوصله گوش کردن را نداریم. در آن لحظه چه احساسی نسبت به گوینده یا سخنران داریم. مطمئنا حتی سخنران ، روحش از این قضیه خبردار نیست که حضار خسته شده اند. با خود می گویید ، جای چه چیزی خالیست تا بتوان حواس حاضرینی که دیگر به سخنران توجهی ندارند را به موضوع جلب کرد. هر اتفاق غیر مترقبه ای می تواند زمینه ساز برگشت ذهن مخاطبین و جلب توجه آنها گردد ، ولی آنچه سخنرانان بیش از هر چیز بدان نیازمندند تا دائما مخاطب را همراه خود داشته باشند، طنز است. حتی نکته سنج ترین و سخت گیرترین مخاطبینی که بسیار دقیق بدنبال یادگیری مفاهیم جدید و مطالب روز هستند ، با آغوش باز از طنز استقبال می کنند و این نکته خود کلیدی است برای دوری از دام ارائه مطالب محض و پرهیز از استفاده از طنز کلامی در گفت و گوهایمان و سخنرانیهای رسمی خودمان.

شاید این سوال پیش بیاید که خب چطور میتوانیم طنز را وارد صحبت جدی کنیم؟ یا تا امروز من را به عنوان فردی جدی میشناسند، چگونه میتوانم طنز پردازی کنم؟یا اگر نتوانم بامزه باشم که دیگر همه چیز خراب می شود.

بگذارید با این نکته شروع کنیم که طنز چیست؟ طنز ریشه در غافلگیری دارد. یعنی در لحظه ای که شنونده انتظار کلام یا حرکتی را ندارد ، مرتکب عملی خلاف انتظار او و خلاف عرف رفتاری خود یا خلاف مسیر گفت و گو شویم. و ما این تغییر ناگهانی را که ما را به چالش می کشد ، دوست داریم.

یک راه بسیار آسان و تاثیر گذار برای بوجود آوردن فضای طنز ، خود را نشانه گرفتن است. اینکه از ظاهری که همه ما را با آن می شناسند ، فراتر برویم و حصار ظاهری خود را بشکنیم . خنده ما زمانی اتفاق می افتد که دیگران اشتباهاتشان را بگویند ، داستان درد کشیدن هایشان را بگویند،  اشتباهات خودشان را صادقانه برملا کنند، البته به شرطیکه در آخر مشکلشان بر طرف شده باشد و فقط خاطره آن باقی مانده باشد.

وقتی یک فرد موفق از اشتباهات روزهای اول کار خود می گوید و اینکه چه فجایعی بوجود آورده ، از ته دل میخندیم. چرا؟ چون برای ما باور این موضوع سخت است که این شخص با این رزومه کاری ، چگونه چنین اشتباهاتی را مرتکب شده و چقدر راحت بر زبان می آورد و همین مساله برایمان خنده دار می شود.

راه دیگر ، مبالغه است. اینکه حقیقت موجود را به صورت مبالغه آمیز بیان کنیم. قرار دادن یک فرد معمولی در یک موقعیت خارق العاده ، یا یک فرد خارق العاده در یک موقعیت معمولی. موقعیت های بسیار خطرناک که بدلیل نادانی و ندانستن از بین رفته، یا عکس العمل در برابر یک اتفاق کوچک، نمونه هایی از موقعیت های ایجاد طنز در سخنرانی هستند.

در واقع طبق تحقیقات انجام شده ، زمانی ما به طنز می خندیم که خود را به عنوان شنونده برتر می دانیم. هر چند این مساله شاید باعث فضای توهین شود که باید به هر نحو ممکن از آن پرهیز کنید.

باید یاد بگیریم و تلاش کنیم تا حد ممکن ، طنز را تکرار کنیم. احتمالا سوال شما هم این است که چقدر باید با مزه باشیم؟

جواب قطعی به این سوال اینست: بیشترین مقداری که امکان دارد.

افراد حرفه ای در حوزه طنز در هر دقیقه 4 تا 5 مورد طنز را بیان و اجرا می کنند. اما برای یک سخنران با مباحث جدی و فضای آموزش بسیار زیاد است.

شاید بهترین جواب را بتوان از سخنرانیهای بین المللی با بازدیدهای فراوان بدست آورد. در سری سخنرانیهای تد که بیشترین بازدید را داشته اند، میانگین استفاده از طنز در هر دقیقه یک مورد بوده است. و بهترینشان هم در هر دقیقه دو مورد طنز داشته اند.

اما چه رازی در موفقیت لطیفه های بیان شده در یک سخنرانی می تواند باشد؟

نکته اینجاست که هر بار طنز توسط سخنران بیان میشود ، به صورت مساوی بیان نمی شود. وقتی طنز را بیان می کنند، آن طنز را تکرار می کنند و هر بار طنز آن را بیشتر می کنند و به آن نکته خنده آوری را به صورت اغراق آمیز و متعجب کننده وارد می کنند.

به عنوان یک سخنران دانستن این نکته ، کمک بسیاری به ما می کند که علاوه بر کلماتی که بیان می کنید، روشهای غیر کلامی وجود دارد تا طنز خود را بیان کنید.ساده ترین روش آن ، هماهنگی صورت و بدن با مورد طنزی است که در حال بیان آن هستید. خیلی از مواقع طنز ، نه با کلمات که به خاطر حرکات بدن و صورت باعث خنده حضار می گردد. البته تا بدین حد هم لازم نیست که دقیق شوید، معمولا طنز سخنرانان در داستانهایشان قرار گرفته ، بنابراین کافیست طنز را وارد روایت خود کنید و به گفتگوهای شخصیتها یا رفتارشان ، با زبان طنز پاسخ دهید و عکس العملهای خود را در حالت صورت و بدن خود نشان دهید.

از چه طنز و لطیفه ای استفاده نکنیم؟

هرگز از طنزهای اهانت آمیز استفاده نکنید. از شوخی های خشن و برخورنده به شدت در سخنرانی و زندگیتان دوری کنید.

از بیان لطیفه هایی که جایی شنیده اید یا خوانده اید پرهیز کنید. اگر شنونده لطیفه شما را قبلا شنیده باشد ، شما را یک فرد خالی از تجربیات واقعی می شناسد و کسی که آن لطیفه را قبلا نشنیده باشد، احساس می کند این مطلب از جایی برداشته شده است . در هر دو مورد ، این شما هستید که اعتبار خود را زیر سوال برده اید.

اگر لطیفه را گفتم و کسی نخندید چه؟

شاید در ذهن خود در حال مجسم کردن صحنه ای هستید که لطیفه ای می گویید ولی کسی نمی خندد. خب اگر نخندند چه؟ هیچ

قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد و بعد از جلسه نیز هیچ کس به یاد نمی آورد که اصلا در مورد چه چیزی لطیفه گفتید. بنابراین تنها کاری که قرار است انجام دهید، اینست که دفعه بعد بامزه تر باشید و از لطیفه بیشتر استفاده کنید. فقط در بیان لطیفه ، حتما مودب باشید و تمام تلاشتان را انجام دهید. شک نکنید که روزی افراد زیادی به واسطه کلام نافذ و طنازی شما ، برای صحبت های شما لحظه شماری خواهند کرد.

 

 

 

یادآوری این نکته که 30 ثانیه اول هر سخنرانی زمان طلایی  برای یک سخنران محسوب میشود سبب میشود که

در وهله اول، مخاطب انتخاب کند روی سخنرانی و مطالب آن تمرکز کند یا به کل نسبت به سخنران و حرفهایش بی تفاوت شود

دوم ،سخنران با علم به این نکته، بیشترین تمرین و صحیح ترین شیوه ها را به کارمیگیرد تا بتواند مخاطب را به سخنرانی خود متصل نماید

چگونه شروع به سخنرانی کنیم؟

مرگ سخنران با استفاده از شیوه های مرسوم و البته قدیمی سخنرانی اتفاق می افتد.به این شروع دقت کنید:سلام،من علیرضا فرخی هستم و قصد دارم شیوه های صحیح ارتباط در سخنرانی را با شما در میان بزارم و ….

شما یک سخنران هستید و در مسیر حرفه ای شدن باید تفکر حرفه ای داشته باشید و اولین اقدام آن فکر کردن به مسیرهای جدید جذب مخاطبین است. در اولین قدم سعی کنید مخاطب را به شیوه های مختلف میخکوب کنید و عطش او را برای همراهیتان در سخنرانی بیشتر کنید.

شروع سخنرانی مجذوب کننده :

سخنرانی شما باید انفجاری باشد یعنی استفاده از روش هایی که حواس مخاطب را جمع سخنان شما کرده و از سایر افکار پرت نماید. یادمان باشد ،همانطور که شروع انفجاری سخنرانی توسط بسیاری از اساتید سخنرانی پیشنهاد شده ولی انتخاب روش غلط جذب مخاطب ،کاریست کشنده و باعث قطع همراهی مخاطب با سخنران می شود.

 

انواع شروع سخنرانی

در بیشتر کتب سخنرانی از مطرح ترین سخنرانان جهان، روشهای  پیشنهادی زیادی جهت شروع سخنرانی آورده شده که بنا بر اقتضای فرهنگی،پیشینه سخنران و فضای حاکم بر جلسات دستخوش تغییراتی چند در کتب مختلف بوده اند.در اینجا بنا را بر ذکر قویترین و کاربردی ترین شروع های سخنرانی گذاشته تا بتوان منظور و هدف سخنران را کاملا برآورده کرده و سخنرانی جذابی ارائه گردد.

1-با یک سوال از مخاطبین شروع کنید:

در این روش شما یک سوال از مخاطبین میپرسید ولی سوالی که جواب آن در دسترس باشد.یکی از سوال پرسیدن ها به صورت فکر میکنین که ….؟ در این حالت مخاطب از ترس جواب حواس پرت نمیشود بلکه به فکر فرو میرود تا جواب را با خود تحلیل کند و البته منتظر جواب است و در ادامه کلام با شما همراهی دارد.

یا سوالی بپرسیم و بعد از آن با اندکی مکث به آن جواب بدهیم.

سوال باعث میشود که شنونده همراهی خود با شما را حفظ نماید زیرا با خود می اندیشد شاید شما باز هم سوال بپرسید و دوم،ذهن او منتظر جواب سوال است.

2.تصور کردن را درخواست کنید:

اینکه از مخاطب در ابتدای سخنرانیتان بخواهید که تصور کند که….،در حقیقت جمله ایست امری و دعوتی.به این صورت که از مخاطب  میخواهد کاری را برای گوینده انجام دهید و در ادامه دستور اورا انجام خواهد داد.از نگاه دیگر با گفتن (تصور کنید ….) مخاطب را به فردی فعال در جلسه تبدیل میکنید که مشتاق ابراز تجربه های حاصل از تصور کردن و بیان آن است.

اما اینکه چه چیزی را تصور کنند:میتوانید درخواست کنید تا تصور از آینده را داشته باشند یا خود را جای شخص دیگری متصور شوند یا یک چشم انداز را تصور کنند.

3.استفاده از آمار تکان دهنده:

استفاده از آمار و واقعیتهای مخصوص و جذاب شدیدا مخاطب را در گیر صحبتهای شما میکند.البته باید توجه داشته باشید که اولا که این اطلاعات باید نشان دهنده آماری باشد که مخاطب کاملا از آن بی خبر است و دوم اینکه جذابیت ایجاد کند.

مثال:در تحقیق موسسه استاندارد ایران ،نشان داده شد که فقط 25 درصد از مردم به نشان استاندارد ایران در استفاده از کالا اهمیت میدهند و به استاندادهای جهانی اهمیت بیشتری قائل هستند.

همیشه ذکر منبع آماررا به صورت دقیق و صحیح عنوان کنید.

4.ادعای جسورانه و چشمگیر:

مثال:قراره  امشب در ضیافت شام ریاست جمهوری شرکت کنیم و فرصت این رو داشته باشیم که با ایشان گفتگوی مستقیم داشته باشیم.

این حالت باعث هوشیاری کامل مخاطب میشود و او در گیر باقی مانده تا ببیند چه کسانی دعوت هستند و دلیل چیست و خیلی سوالات دیگر که همگی نشان دهنده اشتیاق فراوان فرد جهت پیگیری سخنان شماست.

5.استفاده از لطیفه و جوک:

شروع کردن سخنرانی با لطیفه تکنیکی بسیار حرفه ایست و احساس اعتماد حضاربه سخنران را بسیار بالا برده و به قولی یخ جلسه بسیار زود میشکند و حس آرامش جایگزین آن میشود.ولی در استفاده از لطیفه بسیار دقت کنید که در چه موردی طنز میگویید و حضار چه طنزی را میپسندند و از همه مهمتر اینکه ممکن است اصلا حضار با شما همکاری نکنند،اینکه همه ما مهران غفوریان یا اکبر عبدی نیستیم ومخاطب  برتکیه بر حس اعتماد با اینکه مطلبمان بسیار خنده دار است ولی چون ما را نمیشناسد،به آن نخندند ،و این باعث میشود که ریسک این مورد بالا باشد.

6.نقل قول:

نقل قول از بزرگان و همچنین شعارهای برندهای معروف در راستای اهداف سخنرانیمان یادآور این نکته به مخاطب است که صحبت من قبلا توسط بزرگان توصیه شده و مخاطب راحت تر میپذیرد و به سخنرانیمان متصل میشود.

نکته داخل پرانتزی که مخصوصا مناسب حال و فضای این روزهای ایران ماست،در نقل قول ها نسبت به نقل قولهایی که در فضای مجازی به عنوان شوخی استفاده شده شدیدا محتاط باشید،زیرا مخاطب ناخودآگاه به آن میخندد یا براحتی اعتبار آن را زیر سوال میبرد

7.با داستان و حکایت شروع کنید:

 سخنرانی را با داستان کوتاه شروع کنید و حتما نتیجه و آخر داستان را بگویید که مخاطب در ادامه سخنرانی در گیر پایان داستان باقی نماند.داستان طولانی موجب بی قراری مخاطب میشود و نتیجه عکس خواسته ما را دارد.

داستانهای شخصی بسیار مورد توجه مخاطب قرار میگیرد و مخاطب دوست دارد بداند کسی که در حال سخنرانی است چگونه فردی است چه تجربیاتی داردو نکته بومی آن اینست که ما ایرانیها علاقه مفرط به شنیدن از فرد داریم و این ما را سرشار از لذت میکند،لذا با تکیه بر این نکته بسیار مهم ،میتوانیم مخاطب را در جای خود میخکوب کنیم.

در استفاده از این تکنیک هم رعایت این نکته ضروریست که به هیچ عنوان داستانهای معروف یا روز را که همه میدانند تعریف نکنیم که نه تنها اثر بخش نیست بلکه حضار پیش خود ما را آدم کپی کار و کم ارزشی فرض میکنند که ارزش شنیده شدن را ندارد.

تکنیکهای بسیاری جهت شروع سخنرانی وجود دارد که میتواند بنا بر موضوع و نحوه اجرای ما متغیر و مفید فایده باشند.اما اثر بخشی این موارد تنها با اجرای قوی ما که نتیجه تمرینات زیاد و ایجاد سبک اجرای شخصی ماست ،محقق میگردد.و اینکه با همه تمرینات شاید به دلایل مختلف مجبور به جابجایی شروع سخنرانی خود شویم ،چرا که مثلا در آخرین دقایق مانده به سخنرانی به متوجه میشویم ،سخنران قبل از ما از داستان ما استفاده کرده یا حضار افرادی هستند که با طنز همراهی نمیکنند یا از شخصی که از او نقل قول میکنیم ،خاطره خوشی ندارند و بسیاری دلایل دیگر.

پس همچنان باید شروع های دیگری را برای خود در نظر گرفته باشیم تا به دردسر نیفتیم.

مهمترین عامل تاثیر گذاری هر سخنرانی ،اجرای جذاب است و مخاطب خواهان اجرای جذاب سخنران است و همین عامل به ما یادآوری میکند که بسیار تمرین کنیم تا به استانداردها ی مخاطب برسیم و شعار (هیچوقت کافی نیست ) را برای تمرینات خود در نظر داشته باشیم و سخت کوشی خود را مستمر ادامه دهیم تا مخاطبین مشتاق اجراهای جدیدمان باشند.

در انتها به عنوان تمرین و با توجه به این نکات ،سخنرانی خود را طراحی کنید و هر بار همان یک سخنرانی را با شروع های متفاوت اجرا کنید تا بتوانید در شروع سخنرانی تجربه اندوزی داشته باشید و تسلط خود را افزایش دهید.

مثبت ،پر انگیزه و موثر باشید

 

حاضران در یک سخنرانی یا کسانی که سخنرانی شما را می شنوند ، اگر از قبل شما را نشناسند و یا اطلاعات کمی از شما داشته باشند ، در اولین نگاه یا شنیدن اولین کلام از شما ، منتظر هستند تا شما خود را به ایشان معرفی کنید.

در تمرینات قبل از سخنرانی و شبیه سازی فضای سخنرانی ، هنگامیکه در حال تمرین سخنرانی با خود هستیم ، معمولا یا فراموش می کنیم تا خود را معرفی کنیم و یا از معرفی می گذریم تا قسمت هایی که مهمتر است را تمرین کنیم ، در حالیکه از این واقعیت غافل هستیم که مخاطب قبل از هر صحبت، منتظر شنیدن معرفیتان است.

بر خلاف باور عموم ، حتی در یک سخنرانی تخصصی ، حضار که احتمالا از متخصصین همان حوزه هستند و همدیگر را می شناسند ، باز هم به دنبال شنیدن معرفی سخنران از خود هستند ، از نگاه آنان این معرفی نوعی احترام به حضار به شمار می رود و جنبه رسمیت دادن به سخنرانی را دارد . این طرز تفکر ، کاملا احساسی است ولی باید بدانیم که اتفاقا برای اثرگذاری بیشتر در سخنرانی و ماندگار کردن کلام خویش ، ما احتیاج به ایجاد این نوع احساسات خوب در مخاطبان هستیم. بنابراین اگر او مشتاقانه می خواهد تا خود را معرفی کنیم ، چرا این کار را با چیره دستی خاص و ایجاد احساسی عمیق برای مخاطب همراه نسازیم؟

معرفی خود ، علاوه بر بار احساسی برای مخاطب ، اعتباری خاص به ما می بخشد و مخاطب ، متوجه می شود فردی که برایش سخنرانی می کند کیست و چه جایگاهی دارد و به چه دلیل باید به سخنان ما گوش دهد .

معمولا ، در سخنرانیها ، کنفرانس ها و سمینارهایی که چند سخنران حضور دارند ، یک مجری ، سخنران را به حضار معرفی می کند اما اینکه چگونه و با چه جملاتی از سخنران یاد شود ، خود مقاله ای دیگر است . ولی نکته ای که در این معرفی وجود دارد ، اینست که علاوه بر معرفی مجری ، خود باید در غالب سخنرانی مان ، یک معرفی اجمالی ظریف و هنرمندانه از خود داشته باشیم.

چه زمانی خود را معرفی کنیم؟

هانطور که می دانید ، 30 تا 60 ثانیه ابتدایی یک سخنرانی ، زمانی طلایی برای جلب توجه کامل مخاطب به سخنرانی است و باید جملاتی را بیان کرد تا مخاطب میخکوب شود. این شروع انفجاری باعث می شود تا مخاطب خود را مشتاق سخنان شما بیابد و زنجیری بوجود بیایید که موجب اتصال حضار به سخنان شما شود . هرگز در این زمان خود را معرفی نکنید ، این یک دقیقه زمانی طلایی است که با معرفی خود ، آن را از دست می دهیم .

معرفی در سخنرانی

پس از یک شروع طوفانی و گیرا ، زمان معرفی فرا می رسد . این لحظه ایست که مخاطب، تشنه شنیدن از، خود واقعی سخنران است تا آخرین اتصال هم صورت بگیرد. شما باید اعتماد او را جلب کنید تا فکر او را از این درگیری ، رها کنید و اجازه دهید تا قدم به قدم با شما پیش بیابد .

در مورد خود چه بگویم؟

بهترین کلامی که می توانید درباره خود بگویید ، اعتبار بخشیدن به خودتان است. اگر در زمینه سخنرانی خود ، سابقه کاری دارید بیان کنید و مدت آن را بگویید.

….من بیش از نه سال است که در زمینه فروش ماشین آلات صنعتی با شرکتهای مختلف همکاری داشته ام …..

آموزش دادن و برگزاری کارگاه ها و دوره های مختلف خود امتیاز ویژه ای محسوب می شود.

……خوشبختم از اینکه توانستم در 6 دوره کارگاه آموزشی فن بیان فروشندگان حوزه آی تی در خدمت این عزیزان باشم….

اگر مقاله یا کتابی در این زمینه منتشر کرده اید ، در سخنان خود حتما استفاده کنید .

…..من اردیبهشت ماه امسال کتاب، افسانه فروشنده خاموش را در حوزه بازاریابی اینترنتی ، روانه بازار کتاب کردم…..

صحبت از تحصیلات و شرکت در دوره های خاص و داشتن مدارک معتبر ، برخلاف تفکر عموم ، چندان پسندیده نیست. سخنرانان حرفه ای تمامی تلاش خود را به کار می بندند تا از بیان تحصیلات جلوگیری کنند و معرفی را به سمت تجربیات و سابقه اجرایی خود ببرند ، زیرا مخاطب همیشه علاقمند است تا سخنران را با همه خاص بودن و اعتبار ، همسطح و هم سواد خویش ببیند .

تنها موقعیتی که سخنران به بیان تحصیلات دانشگاهی یا طی کردن دوره های خاص ، می پردازد ، سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و کنفرانسهای دانشجویی و علمی است که همیشه اعتبارهمراه با مدرک دانشگاهی همراه است.

در بیان جملات معرفی خود ، هنرمندانه از کلمات استفاده کنید و تا جای ممکن از کلمه (من) استفاده نکنید ، من، برای مخاطب بوجود آورنده حس تکبر است و باعث ایجاد حسی منفی و بازدارنده در او می شود.

در بیان جملات ، از کارهای تیمی بگویید و خود را در غالب کارهای تیمی مطرح کنید .

بسیاری از سخنرانان ، مرتکب این اشتباه می شوند که خود را با تفصیل و بیان تمامی دستاورد های یک عمر کاری و سخنرانی خویش ، به رخ حاضرین می کشند . این یک اشتباه مهلک است، مخاطب از شما اعتباری برای سخنانتان می خواهد ، نه رزومه کاری شما را.

نام خود را با مکثی هوشمندانه بیان کنید و یک مورد بسیار نزدیک به سخنرانی امروزتان را از رزومه طولانی خود انتخاب کنید و حتما در هنگام بیان این جمله ، به چشمهای مخاطبین خود نگاه کنید . لبخندتان را به مخاطبین خود ، هدیه دهید و از دستاوردهایتان بگویید.

مطمئنا از معرفی طولانی تان ، هیچ نگفته اید ، عجول نباشید. در هنگام طراحی سخنرانیتان باید به این نکته بارها اندیشیده باشید و با هنرمندی تمام در طول سخنرانی ، به صورت مخفی این نکات را برای مخاطب خود عنوان نمایید . طوریکه با اندکی تاخیر و تامل مخاطب متوجه معرفیتان شود.

…..معمولا حضار در سمینارهای مختلف از سرمایه گذاری های انجام شده و نرخ ریسک در بازار بورس از من سوال می کنند و من همیشه یک جواب دارم ……

در جمله بالا ، با ظرافت بیان کردیم که ما سمینارهای مختلف در حوزه بورس و بازار سرمایه برگزار کرده ایم .

…..در یکی از مشاوره هایم که با رییس یکی از شرکتهای مطرح در حوزه معدن داشتم ، ایشان از وجود شکاف بین مدیریت و کارگران، ابراز نگرانی می کرد….

معنی جمله بالا ، من مشاور افراد با نفوذ بسیاری هستم .

 اگر این معرفی به صورت پراکنده و مخفی در طول سخنرانی انجام بپذیرد ، مخاطب در انتها خوشحال از سالن خارج می شود. او می پندارد که با زیرکی از سخنان ما توانسته پی به رزومه و فعالیت های ما ببرد . این کشف برای او شیرین است و این اطلاعات در ذهن او همیشگی و ماندگار هستند. و البته این دقیقا همان چیزی است که ما می خواهیم.

علاوه بر معرفی دقیقه یک و بیان رزومه به صورت مخفی ، بهتر است در انتهای سخنرانی ، و در غالب چند جمله که در جهت دعوت به اقدام حاضرین است ، به آنها منابع دسترسی به خود را بگویید. البته باید طوری عنوان کنید که خود را کامل در دسترس بیان نکنید ولی این پیام را منتقل کنید که می توانند با تماس گرفتن با موسسه ، ایمیل ، صفحات اجتماعی ، سایت ، … با شما از طریق همکارانتان در ارتباط باشند و با این کار ، باز یک معرفی هوشمندانه دارید. با ارجاع این افراد به منابع ، باعث می شوید تا آنها کنجکاوانه بدنبال پیدا کردن اطلاعات بیشتر در مورد موضوع سخنرانیتان و البته شخص شما باشند.

سخنرانان حرفه ای برای معرفی خود در جلسات مختلف ، اجراهای متفاوتی دارند و سعی می کنند در هر سخنرانی شیوه خاصی از معرفی را در پیش بگیرند ، شما هم بدنبال معرفی های متفاوت باشید تا بتوانید ، در موقعیتهای مختلف و با توجه به ارزیابی اولیه تان از حضار ، معرفی جذابی داشته باشید و مخاطبانی پر انرژی را تا انتهای سخنرانی با خود همراه سازید .

 

 

هنر شناخت مخاطب در سخنرانی

 

با شناخت مخاطبین حاضر در سالن ، سخنران می تواند بهتر و راحت تر رفتارهای ایشان راپیش بینی کند و در صورت وقوع رخدادهای مختلف در حین سخنرانی برخورد و واکنش های مناسب تری از خود بروز دهد .

در صورت حضور تعداد افراد بیشتر و تنوع حضور مخاطبان از اقشار مختلف ، و ناشناخته بودن ایشان برای سخنران ، امکان شناخت برای سخنران سخت تر شده و تنها بر اساس تجربیات قبل ، هوش هیجانی  و مهارت خویش قادر به پیش بینی و انجام بهترین واکنش و رفتار در برابر مخاطبان خواهد بود.

یک سخنران حرفه ای در طول سخنرانی خویش باید با تمامی مخاطبیان یا گروههای حاضر در ارتباط بوده و آنها را مورد خطاب قرار دهد تا توجه کامل آنها را به خود جلب نموده و ایشان را تا انتهای سخنرانی با خود همراه کند.

ممکن است در حین سخنرانی ، مطالبی عنوان شود که مورد قبول گروهی از حضار ، نباشد . در صورتیکه این تضاد، عمدی نبوده و مقصود سخنران نباشد و یا تغییری در روند مفهوم سخنرانی نداشته باشد ، بهتر است در اولین فرصت توسط سخنران اصلاح گردد.

همیشه در هنگام سخنرانی ، عده ای از مخاطبان کاملا با سخنران و اهداف مد نظر او هماهنگ و همسو بوده ولی تعدادی نیز حضور دارند که رفتار یا طرز فکری متضاد با او دارند و با آگاهی از این نکته ، سخنران بهتر میتواند با واکنش این عده کنار آمده و ایشان را در مسیر سخنرانی مدیریت نماید. در ادامه با برخی از این گروه ها بیشتر آشنا خواهیم شد.

  1. افراد با تاخیر

حتما در دقایق ابتدایی سخنرانی ، شاهد افرادی بوده اید که دیرتر از زمان اعلام شده به محل سخنرانی میرسند. درهای سالن دائما باز و بسته شده و صدای حرکت ایشان از میان ردیف ها و عذر خواهی های گهگاه ایشان به دلیل برخورد با سایر حضار و یا ریختن وسایل ایشان را شنیده اید. این اشخاص زیاد اهل انضباط نیستند و باور ذهنی آنها اینست که هیچ جلسه ای ، راس ساعت خود شروع نمی شود و همیشه تاخیر در برگزاری وجود دارد . لذا خود نیز با این باور ، عجله ای برای رسیدن سر وقت ندارند. با رسیدن دیر هنگام ، در سالن بدنبال جای خالی می کردند و باعث از بین رفتن تمرکز سایر حاضرین می شوند و حتی گاهی با پرسیدن سوال از دیگران ، سعی در قرار گرفتن در جریان صحبت ها و رویدادهای قبلی دارند.

2 . افراد نکته سنج و ریز بین

برخی افراد ، دنبال جزییات و نکات ریز در سخنرانی هستند.از لحاظ عمق بخشیدن به مطلب ، حضور ایشان باعث بالاتر رفتن کیفیت سخنرانی می گردد . اما برخی موارد تحلیل ایشان یا گفتن مطالب متضاد آنها و طولانی شدن صحبت یا به خارج کشیده شدن صحبتها از مسیر سخنرانی ، باعث خستگی سایر حضار یا دست مایه قرار دادن برای اعتراض یا پوزخند یا صحبتهای بین سایرین می گردد. لذا سخنران باید در پاسخ دادن و همراهی در صحبت با این گروه هوشیار بوده و به موقع پیشنهاد ادامه صحبت خارج از سالن را مطرح نماید تا از وقت جلسه گرفته نشده و سطح رضایت کلی حضار کاهش نیابد.

3 . افراد پر حرف

اگر در سخنرانیهای مختلف حضور داشته اید ، مطمئنا شاهد افرادی بوده اید که در مورد هر مطلبی درخلال صحبت سخنران صحبت می کنند و نظریه ارائه می دهند . در مواقعی حتی صحبت سخنران را قطع نموده و شروع به بیان مطالب خود می کنند . برای ایشان وقت جلسه ارزش چندانی ندارد و برای بیان پرسش یا مطلب خود ، به جای حدود 1 دقیقه صحبت کردن با بیان توضیحات اضافی و تکمیلی 5-6 دقیقه از وقت جلسه را به خود اختصاص می دهند، شاید به این دلیل که می خواهند مطلب خود را کامل کرده یا برای سایرین شفاف سازند، بنابراین از مثال یا خاطرات شخصی استفاده میکنند. برای برخی از این افراد اجازه از سمت سخنران برای بیان عقایدشان ، فرصتی جهت نشان دادن خود یا حتی با فکری اشتباه ، همکاری در سخنرانی تلقی شده تا جای سخنران را بگیرند . بهترین رفتار از جانب سخنران ، ایجاد چارچوب معینی برای بیان صحبتهای ایشان و یادآوری زمان به این گروه است. اگر به هر علتی صحبت ایشان در حال طولانی شدن بود ، سخنران با قطع محترمانه صحبت آنان ، و یادآوری اینکه هنوز مطالب زیادی مانده که می تواند ابهام ایشان را پوشش دهد ، به ادامه سخنرانی خود بپردازد.

4 . افراد مخالف

افرادی که در این گروه جای دارند ، کسانی هستند که با هر صحبت و مطلبی مخالف هستند. زیاد مهم نیست که مطلب درست باشد یا غلط ، در هر صورت آنها مخالفند. آنها دلایل خاصی جهت مخالفت خویش ارائه نمی کنند ولی مخالفت خویش را ابراز می کنند. نه تنها با سخنران ، که حتی گاهی با حضار در جلسه نیز مخالفت می کنند .

شاید بیشتر این مخالفتها ، اختلاف در نظام باور و عقاید پذیرفته شده ای است که البته بین گوینده و شنونده یکسان نیست و سبب ساز مخالفت می گردد.

یا گاهی به علت توجه طلبی و خودی نشان دادن در جمع باشد، تا بدین وسیله اعتباری برای خود کسب کند.

و البته امکان دیگر، بدلیل عدم درک سخنران یا صحبتهای اوست که باعث می شود اعتراضات و مخالفت ها نسبت به او شکل بگیرد.

در هر صورت برای مواجهه با این افراد نیز ، داشتن راه حل ضروری است.اصلا رفتار شتابزده نداشته باشید و کمی مکث کنید و بدنبال بهترین انتخاب باشید.

لحن خشمگین، یا طعنه زدن و مسخره کردن ، در هنگام جواب دادن باعث تحریک بیشتر و بوجود آمدن جدال و بگو مگو می شود . چه بهتر است که از میان جمع شرکت کنندگان فردی برای آرام کردن ، قدم بگذارد و موقعیت را تعدیل کند. پس در این مورد ، آمادگی قبلی داشته باشید.

5 . سوال کنندگان حرفه ای

این گروه فقط بدنبال پرسش هستند. علاقه کلی آنان ، نفس پرسیدن سوال است و می توان گفت ، بدنبال جواب نیستند. بدنبال جوابی فوری برای سوال خود هستند یا سوالی را می پرسند که در طول سخنرانی جواب آن را به صورت واضح بیان کرده اید و یا سوال اشخاص دیگر را که در جلسه مطرح شده ، دوباره می پرسند. همه این موارد نشان می دهد که این افراد ، فقط خود سوال را مهم می دانند و حتی برای پرسش خود ، به میان حرف هر کسی ، می پرند تا سوال بپرسند.

بهترین تکنیک ، برای مواجهه با این افراد ، موکول کردن جوابها به بخش پرسش و پاسخ انتهای سخنرانی یا خارج از سالن است. یادتان باشد که ذهن این افراد برای سوال پرسیدن بسیار آماده است ، پس برای خود جوابهایی را در زمینه پرسش آنها از قبل آماده داشته باشید و در صورت مواجهه با سوالات غرض ورزانه امکان ، پاسخ گویی مناسب را برای خود پیش بینی نمایید.

6 . پچ پچ کنندگان

افرادی که در هنگام سخنرانی با کنار دستی خود همچنان گپ می زنند ، ایشان بر حسب آشنایی قبلی با دیگران در حال پچ پچ هستند و متاسفانه گاهی صدایشان به قدری بلند است که اطرافیان و حتی شما به عنوان سخنران صدایشان را می شنوید . بهترین راه ، تذکرات به عموم و سپس نگاه ویژه به ایشان است ، در هنگام استراحت با ایشان صحبت کردن و در نهایت با یک ترفند ، سعی در جابجا کردن ایشان نمایید.

7 . شوخی کنندگان

در هنگام سخنرانی همیشه ، افرادی حضور دارند که در جواب سوالات یا پاسخ های گروهی و موقعیت های موجود در سخنرانی ، سعی در لطیفه گویی و شوخی کردن و گفتن داستانهای بامزه دارند. در گروههای آشنا ، این فرد توسط خنده حضار که همه او را می شناسند همراهی می گردند ولی در گروههای بزرگ و غریبه ، این افراد غالبا با صحبت خود ، موجب از بین رفتن نظم و فضای جلسه می شوند. احساس ایشان ، اینست که افرادی طناز هستند و از خنداندن دیگران ، احساس خوبی دارند. شاید نمی دانند که به عقیده سایرین ، آنها لوده ای بیش نیستند و حضار ، از صحبتهای گاه و بیگاهشان ، در عذابند.

به عنوان سخنران ، وظیفه داریم ، به قدری فضا را با نشاط و شاد نگه داریم که اصلا محلی برای خود نمایی ایشان باقی نگذاریم. اما برای جلوگیری از زیاده روی ایشان ، آنها را با طنز همراهی کنیم و در ادامه با تشکر از ایشان ، مبحث را عوض کنیم.اگر باز هم شوخی را ادامه دادند، با بی میلی از وقت کم و مطالب زیاد یاد کنیم و در نهایت ، با یک تذکر مودبانه ، از قول سایر مخاطبین حاضر در جلسه، بیان کنیم که با ادامه این روند ، حق دیگران ضایع می شود و با این کار ، آنها را در معذورات اخلاقی و برابر سایر شرکت کنندگان قرار دهیم.

 8 . افراد خواب آلود

دیدن فردی که بر روی صندلیهای سالن در حال چرت زدن است، شاید برایتان زیاد قابل قبول نباشد و آن را توهین به خود تلقی کنید. شاید صحبتهای سخنران کسل کننده است ، یا لحن سخنران یکنواخت است ، ممکن است مخاطب خسته باشد یا فضای سالن ، خواب آور باشد. در هر صورت فقط پیشنهاد می کنم ، او را بیدار نکنید یا مورد خطاب صحبتتان قرار ندهید.

 9 . افراد ساکت

در طی سخنرانی ، با بیان سوالات و گفتگوهای بین جمعی ، با حضار ارتباط بر قرار می کنیم و با انجام فعالیتهای مختلف ، سعی در وارد کردن حضار در حال و هوای سخنرانی داریم. اما با این وجود ، عده ای هستند که در تمام این موقعیتها ، ساکت نشسته اند و هیچ واکنشی ندارند. بسیار عالیست که با ترفندهایی که از قبل در نظر گرفته ایم ، سعی در مشارکت این افراد داشته باشیم. ولی اگر با وجود این ترفندها ، همچنان ساکت بودند . بهتر است زیاد به ایشان کار نداشته باشیم، احتمالا ایشان هم جزو افرادی هستند که اگر در سخنرانی زیاد به ایشان اصرار درمشارکت داشته باشیم، معذب شده و دیگر توجهی به سخنرانی نخواهند داشت.

 

علاوه بر گروه های نام برده در بالا ، گروههای دیگری وجود دارند که باید با حس قوی و نگاه ظریف خود ، آنها را شناسایی کرده و در جهت همراهی ایشان با سخنان خود بکوشیم.

اصلا نگران نباشید ، ابتدای امر این کار بسیار سخت و همراه با اشتباهات فاحش در تشخیص یا جواب دادنهای غلط است. اما با گذر زمان و کسب تجربه ، مهارت مدیریت جلسات و شناخت مخاطبین ، به عنوان سخنران در ما بالا رفته و ما را قادر میسازد با هر قشری از مخاطبین ، ارتباطی همراه کننده و مشتاقانه داشته باشیم. اما صحبت آخر اینکه ، تمامی تلاش ما برای شناخت مخاطب خویش ، برای بالا بردن کیفیت سخنرانی خویش و بوجود آوردن فضای بهتر جهت یادگیری و همراهی مخاطبان در سخنرانی خودمان است.

 

در حال صحبت برای یک جمع هستید. سکوت در میان جمعیت حکم فرماست و تمام آنها حواس خود را به شما داده اند. در حالیکه چند دقیقه ای از سخنرانیتان بیشتر نگذشته است که جمله ای را فراموش می کنید. دیگر کلمه ای به ذهنتان نمی رسد. در حالیکه با صحبت کردن حول موضوع قصد به یاد آوردن آن را دارید ، متوجه می شوید که کلا رشته کلام را از دست داده اید . حال بدی پیدا می کنید یا از استرس دوست دارید ، کاش اصلا این سخنرانی شروع نشده بود. این حال برای هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد ، اگر خود را از قبل آماده نکرده باشد . در حقیقت آمادگی قبلی ، یا همان تمرین قبل از سخنرانی تنها راه چاره و پیشگیری از این سناریو تلخ می تواند باشد.

وقتی درکلاسهای سخنرانی ، از شرکت کنندگان می خواهم تا 3 دقیقه صحبت کنند ، برایم جالب است که به جز همان افراد همیشگی ، فرد جدیدی داوطلب صحبت نمی شود. وقتی دلیل آنرا می پرسم، جواب یکی است،( وقت نکردم خود را آماده کنم.)

و همیشه ، من در پاسخ به این جواب کلیشه ای یک سوال می پرسم ، اگر یک قرار کاری کاری مهم یا یک مهمانی مهم پیش رو داشته باشید و خودتان برگزار کننده آن باشید ، آیا با لباس خواب در آنجا ظاهر می شوید ؟ جواب آنها منفی است. آیا کمبود وقت و نداشتن زمان باعث می شود که شما با زیر شلواری در مهمانی ظاهر شوید ؟ باز هم جواب منفی است. پس چطور الان حاضر شدید با این وضعیت بد که از حضور با پیژامه هم بدتر است ، ظاهر شوید؟ و مثل همیشه جواب فقط سکوت است.

اینکه خود را آماده نکنیم ، یعنی خود را آماده شکست می کنیم . این طرز رویه به شدت به اعتبار ما ضربه می زند و در آینده فرصتهای بیان نظرات را از ما می گیرد. پس بهتر است ، بیشتر دقت نظر داشته باشیم و برای سخنرانی خود مانند ظاهر خودمان ، به شدت تلاش کنیم تا در نظر مردم ، تحسین بر انگیز باشیم. پس می بایست قبل از سخنرانی اصلی بارها تمرین کنیم تا تسلط بر سخنرانی داشته باشم و اجرای فوق العاده ای را برای مخاطبان داشته باشیم.

اما چگونه و چقدر تمرین کنیم؟

 تمام این مسائل به این بر می گردد که سخنرانی ما در چه مورد است و قرار است از چه چیزی سخن بگوییم؟ سخنرانیمان در رابطه با موضوع جدیدی است؟ طول مدت سخنرانی چقدر است ؟ حضار چه کسانی هستند و عوامل تاثیر گذار دیگر که هر کدام بر اهمیت تمرین ، بیش از پیش می افزایند.

مسلما تجربه بیشتر و آشنایی با موضوع باعث می شود تا به اندازه یک تازه کار ، نیاز به تمرین زیاد نداشته باشید ولی خود باعث ایجاد تله ی دیگر به نام دلزدگی و در جا زدن می شود . شاید بتوان در یک جمله بیان کرد که تمرین ، هم برای یک تازه کار و هم برای سخنران حرفه ای به یک اندازه مهم و ضروری است.

شیوه های تمرین و آمادگی :  

اولین حالت ، تمرین به صورت ذهنی است. شما شروع به سخنرانی می کنید و صحبت خود را ادامه می دهید و تمام سخنرانی را در ذهن خود مرور می کنید. نقطه قوت این تمرین ، تمرکز فکری است. شما در ذهن خود روی سن رفته اید و سخنرانی را انجام داده اید و این تمرین باعث آمادگی ذهنی شما گردیده است. نکته دوم اینست که شما در هر زمان و هر جایی که علاقه به تمرین داشته باشید ، می توانید این تمرین را انجام دهید. اما تمرین ذهنی باعث می شود تا نتوانیم ، مدیریت زمان داشته باشیم و نمی دانیم هر بخش را در چه زمانی به پایان رساندیم. در ضمن ، بدلیل سکوت ، با حواس پرتی ها و قطع کننده های محیطی تا آشنا هستیم و این خود باعث عدم آمادگی ما در حالت واقعی می گردد.

تمرین دوم، تمرین به صورت اجرای واقعی و کامل و با صدای بلند است. این تمرین اعتماد به نفس را به شدت افزایش می دهد. باعث تسلط ما بر ادای کلمات و تصحیح لحن ما می گردد. امکان مدیریت دقیق زمان را داریم و در نهایت ، زبان بدن را می توانیم با لحن خود هماهنگ کنیم. البته از یاد نباید برد که این تمرین وقت گیر است که از معایب این تمرین به شمار میرود.

در بخش هایی از سخنرانی که خود آشنایی داریم و یا به علت تمرین زیاد ، بر آن قسمت ، بیش از سایر بخش ها تسلط داریم، بهتر است با در نظر گرفتن زمان ، عبور کرده و سعی بر بهبود قسمتهای دیگر داشته باشیم.

بدلیل وجود زمان طلایی ابتدای سخنرانی ، سخت ترین قسمت سخنرانی همان دو دقیقه ابتدایی است . بنابراین باید روی شروع و هماهنگی کلام و حرکات در برخورد اولیه و تسلط و تاثیر گذاری اولیه بیشتر تمرین و تمرکز کنیم تا در زمان سخنرانی ، یک سخنرانی ایده آل را آغاز کنیم.

بهترین محل تمرین ، تمرین جلوی آینه است. به آینه نگاه کنید ، یک مخاطب سخت گیر چشم انتظار شماست. خودتان ، به چشمان او نگاه کنید و در حالیکه سعی می کنید ، نگاه خود را در چشمان او بگردانید و به صورت نامحسوس نگاه را از چشم چپ به چشم راست او و بر عکس بگردانید ، صحبت خود را ادامه دهید. مکثها ، لبخندها ، بالا و پایین های کلامی خود را امتحان کنید . ممکن است برای برخی بسیار راحت و برای عده ای بسیار سخت باشد . ولی سختی این کار را به جان بخرید تا از معجزه آن بهره مند شوید ، زمانیکه در هنگام سخنرانی یک نگاه آشنا می تواند ، حواس شما را به کل پرت کند ولی شما مسلط با گذر از آن نگاه ، به سخنان خود ادامه می دهید.

می توانید از دوربین استفاده کنید و جلوی دوربین صحبت کنید و سپس آن را نگاه کنید . مطمئنا دفعه اول که به آن نگاه می کنید از تعجب و ناراحتی دوست دارید ، صفحه نمایش را خاموش کنید ولی لطفا آن را نگه دارید. در آینده به آن ویدیوی اولیه ، جهت مقایسه و فهمیدن میزان تغییر مثبت خود در سخنرانی نیاز دارید.

 

 

دلایل ما از سخنرانی و نتایجی که مد نظر ما هست.

 

اگر در یک سخنرانی مهم شرکت کرده اید و تا به انتها تمام حواس خود را به سخنرانان و صحبتهای او متمرکز کرده اید ولی در انتها دقیقا موضوع سخنرانی را متوجه نشده اید، بدانید که شما تنها کسی نیستید که این احساس را دارد. تقریبا همه در بیشتر موارد از این سردرگمی رنج می برند و یک سوال دارند: سخنران چه چیزی گفت و منظور او چه بوده؟

وقتی سخنران خود نداند که چه صحبتی کرده ، مطمئنا مخاطبان او هم ، همین احساس را دارند.

نکته طلایی در این زمینه ، شاید جمله ای باشد که استفن کاوی ، بیان کرده است.(وقتی شروع می کنید، باید پایان در ذهنتان باشد.)

اما اینکه موضوع شما چیست و شما بدنبال کسب چه چیزی در سخنرانیتان هستید را در ادامه بررسی خواهیم کرد.

برای معرفی یک محصول خود را آماده می کنید ، برنامه های جدید و ارائه خدمات نوین یا تغییراتی در برنامه های گروه یا شرکت ، گزارش عملکرد در ماههای گذشته و ….در تمام این موارد شما در حال اطلاع رسانی هستید .

در برخی موارد ، سخنرانی به علت یاد دادن مهارتهای جدید یا ارتقاء مهارتهای قدیمی و همچنین آموزش شناخت فردی انجام می پذیرد. شرکت کنندگان یاد می گیرند که چگونه از یک فناوری استفاده کنند یا مهارت خود را در مدیریت و رهبری گسترش دهند یا از دام تله های ارتباطی رهایی پیدا کنند.اینگونه سخنرانیها ، آموزشی هستند.

برخی مواقع ، شما در واقع جهت پاسخگویی شروع به صحبت می کنید و آنچه مهم است، توضیحاتی است که بیان می کنید، چه در برابر ک مشتری یا در برابر هیئت مدیره باشد. اینکه دلایل خود برای انجام یک خدمت را برای دیگران توضیح می دهید و هدف شما ، شفاف کردن دلایل انجام کار یا توضیح دادن است.

شاید دلیل سخنرانی تان یک دلیل خاص باشد ، هر چه که باشد در بطن این هدف ، یک اتفاق خوب اتفاق می افتد و آن ارتباطات بین افراد مختلف و با شماست. یک سخنران حرفه ای ، از این فرصت بدست آمده نهایت استفاده را می برد و روابط جدید و پایداری را شکل میدهد ، که مطمئنا در آینده باعث پیشرفتهای بیشتری برای او می گردد. بنابراین شاید زمانهایی باشد ، که این صحبت و سخن راندن ، بهانه ای برای ایجاد روابط جدید یا تحکیم روابط قبل باشد.

در تجارت امروز که صاحبان سرمایه ، از هر فرصتی برای منافع مالی خود، حداکثر استفاده را می برند ، سخنرانی از بهترین و تاثیر گذارترین برنامه های این حوزه به شمار میرود و یک سخنران تمام مهارت خود را بکار میگیرد تا در این حیطه بدرخشد. گاهی یک محصول یا یک خدمت نوین، یک ایده و حتی یک چشم انداز در افقی که ترسیم آن را خود با کلماتش انجام میدهد .حوزه فروش و سخنرانی های پیرامون فروش ، خود یک دلیل دیگر برای سخنرانی به شمار میروند.

شاید در برخی موارد ، تنها می خواهید با صحبت خویش تلنگری به باورهای دیگران بزنید و بخواهید ارزش جدیدی را برای فرد ، رونمایی کنید یا یادآوری کنید که این موضوع خاص ، ارزش تفکری بیشتر را دارد.یک سخنرانی چالش برانگیز.

شاید بخواهید ، دیگران را ترغیب به انجام کاری بکنید. برای او طوری سخنرانی را طراحی می کنید که با بیان دلایل مختلف و صحبت از ضعف شخص در یک موضوع و اینکه دیگران با تکیه بر چنین مهارتی به چه پیشرفتهایی رسیده اند و در نهایت تاثیر گذاری و ترغیب و متقاعد سازی فرد جهت انجام کار دلخواه. یک سخنرانی متقاعد سازی بی عیب را اجرا کرده اید.

شاید دوست داشته باشد ، تا کنجکاوی افراد را در مورد یک موضوع خاص بیشتر کنید و یک موضوع خاص را جلوی چشم دیگران بیاورید و آنها را تحریک به تفکر در آن مورد نمایید . این سخنرانی تحریک کننده ، کاربردهای فراوان در حوزه های مختلف دارد و بسیاری موارد با سایر سخنرانیها ترکیب می شود تا تاثیر گذاری بیشتری بیابد.

اگر خواستار چهره شدن و شناخته شدن در یک حوزه هستید ، سخنرانی مطمئنا یک وسیله غیر قابل چشم پوشی برای شما به حساب می آید ، طوریکه با سخنرانیهای بی عیب و نقص ، می توان در یک شرکت یا یک صنعت به راحتی خبر ساز شد.

در برخی موارد ، در یک دوره فعالیت طولانی ، یا عبور از یک دوره سخت و چالش بر انگیز ، نیاز به سخنرانی از سمت یک رهبر یا مدیر یا کسی است که به قدری تاثیر گذار و الهام بخش باشد که تمام تیم یا کارکنان ، انرژی از دست رفته خود را دوباره بیابند و همچون روزهای نخست کار ، پر انگیزه و پر انرژی کار خود را دنبال کنند. حتی بیان حرفهایی همچون (متشکرم ، کارتون عالیه) یا (ما ازعهده انجامش بر میایم) توسط یک سخنران نکته سنج، میتواند غوغایی در دل کارکنان به راه بیندازد.

در معدود مواقعی ، شاید تنها هدف از ایراد سخنرانی ، سرگرم کردن حضار است.این سخنرانیها برای ضیافتها و جشنها ، غالبا طراحی و اجرا میگردند.

در واقع با آشنایی به دلایل سخنرانی ، دلیل اینکه چرا سخنرانی می کنیم و چرا سخنران بودن برای ما یک مهارت واجب است ، بیشتر مشخص می گردد. اینکه ، در کنار سایر مهارتها ، باید بتوانیم بنا بر نیاز کاری خود یا مخاطب ، سخنرانی را طراحی کنیم که مورد پسند و استفاده حضار واقع گردد و هدف ما را نیز ، کاملا پوشش دهد.